تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
183
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
ولى آنچه اصل اشكال را قطع مىنمايد ، همان سخنى است كه گفتيم و آن اينكه : اين قيودى كه عقلًا اخذ شده ، براى ارائهء حق مطلب است كه اصل و حقيقت ماهيت از همهء قيود حتى قيد لا بشرطيت هم خالى است . چون حالات ثلاثه بر ماهيت طارى مىشود ؛ لذا عقل اين اعتبارات را نموده است و الّا ماهيت به شرط الوجود هم موجود نيست . و الحاصل : محذوريت موجوديت و امتناع ، به واسطهء غيرى است كه از آن لازم مىآيد ماهيت ممتنع بالغير باشد ، يعنى وقتى كه عدم ماهيت اعتبار شد با اين شرط عدم ، تحقق ماهيت ممتنع بالغير است ؛ چنان كه ماهيت با قيد وجود واجب بالغير است . فرمايش مرحوم كمپانى در ماهيت لا به شرط و رد آن مرحوم كمپانى « 1 » در حاشيهء خود فرمودهاند : لا به شرط خودش قسمى است ؛ زيرا مقسم اين سه قسم ، يعنى لا به شرط و به شرط شىء و به شرط لا را بايد آن ماهيتى كه هيچ اعتبارى براى او نشده و بتوان انحاء اعتبارات را براى آن لحاظ كرد حساب نمود ، بلكه مقسم آن ماهيتى است كه بدون لحاظ هيچ لاحظى و بدون اعتبار هيچ معتبرى در نفس الامر هست و دايرهء آن به قدرى وسعت دارد كه از فرط اينكه هيچ دست نخورده است ، مىتواند با تمام قيود عالم جمع شود . و لكن در اقسام ثلاثه به واسطهء اينكه اعتبارى بر روى ماهيت مىآيد گرچه اعتبار قابليت وجود و عدم باشد ، دايرهء وسيعه
--> ( 1 ) - آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى - مشهور به كمپانى - از اعاظم فقها و حكما و جامع معقول و منقول و حاوى اصول و فروع بوده و در فقه و اصول و تاريخ و فلسفه و كلام و حديث و تفسير و اخلاق و عرفان و شعر ، گوى سبقت از همگنان خويش ربوده و اشعار بسيار به فارسى و عربى سروده است . وى علوم نقليه را از آيات عظام : سيد محمد فشاركى ، آخوند خراسانى ، و حاج آقا رضا همدانى ؛ و دانش عقلى را نيز از شيخ محمد باقر اصطهباناتى آموخت و مرجع تقليد جمع بسيارى از شيعيان گرديد و شاگردان فراوانى را تربيت كرد ، كه برخى از آنان از مراجع تقليد شيعه بودند . از تأليفات اوست : نهاية الدرايه فى شرح الكفاية ، تحفة الحكيم ، الانوار القدسية ، ديوان اشعار ، اصول فقه ، صلاة الجماعة ، صلاة المسافر و اخذ الاجرة على الواجبات . وى در پنجم ذي حجة الحرام 1361 ق . در نجف درگذشت .